تبلیغات
دل نوشته های یک نوجوان - عشق خدا همیشه تودلت جاودان می مونه ....
 
درباره وبلاگ
صفحه نخست


سلام
از این که مهمون خونه ی من شدین خیلی خیلی ممنونم... خوش اومدین...
راستشو بخواین این جا رو واسه دل خودم ساختم. هم می خوام داستان ها و حکایت های جالب و زیبا رو یک جا جمع کنم و هم این که خاطرات و دل نوشته های خودمو توی این دنیای مجازی ثبت کنم.

مدیر وبلاگ : مبینا عبدی
نویسنده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


کد کج شدن تصاویر

------------------------------------------------------------------------------------------------------------ قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ
-------------------------------

------------------------------------------- ----------------------------- -----------------

 ---------------------------------------

كد ماوس



تغییر شکل موس


Up Page
--------------













. -------------------------------------------------------------------------------------------------
دل نوشته های یک نوجوان
داستان ، حکایت ، خاطره ، دل نوشته






سلام سلام خوبید ؟؟؟؟؟؟؟

من امروز با یه داستان خوشمل اوووووومدم ......

البته قبلش یک سری جمله های آسمونی هم نوشتم امید وارم که خوشتون بیاد

نظر یادتون نره ( لطفا )

 

عشق خدا همیشه تودلت جاودان می مونه ....

 

اگر کسی را نداشتی که به او فکر کنی به اسمان بیندیش زیرا درآن کسی هست که به تو می اندیشد


گذشته دیگر وجود ندارد و آنچه در آینده ی نزدیک است خداست


همیشه خاک گلدونی باش که وقتی سرش به اسمون رسید یادش نره ریشه کجاست

 

تو آسمان همیشه از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره، پس هر وقت آسمون دلت ابری شد با ابرها نجنگ، فقط اوج بگیر… 



 

تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!

یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا . . .



 

با کسی زندگی کن که مجبور نباشی

یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی . . .

 

زانوهامو بغل کردم و نشستم کنار دیوار 

دیدم یه سایه افتاده روم 

سرم را آوردم بالا

نگاه کرد تو چشمام ، از خجالت آب شدم 

تمام صورتم رو عرق شرمندگی پر کرد

- گفت : تنهایی ؟

- گفتم : بله 

- گفت : دوستات کوشن ؟؟

- گفتم : همشون گذاشتن رفتن

- گفت : تو که می گفتی بهترین هستن !

- گفتم : اشتباه کردم

- گفت : منو واسه اونا تنها گذاشتی ؟؟؟

- گفتم : نه

- گفت : اگه نه پس چرا اسمم رو نبردی ؟؟

- گفتم : بردم ، همین الان بردم

- گفت : الان که تنهایی و وقت سختیته ؟

از شرم و خجالت گر گرفته بودم و هیچ حرفی واسه جواب نداشتم 

- گفتم : بله . می دونم تو رفاقتت کم آوردم ، منو ببخش

- گفت : ببخشم ؟

- گفتم : انقدر ناراحتی که نمی بخشی منو ؟ خوب ، حق داری .

- گفت : نه ، ازت ناراحت نبودم ، چی رو باید می بخشیدم ؟!!

تو عزیز ترینی واسم ، تو تنهام گذاشتی اما من تنهات نذاشته بودم و نمی ذارم .

- گفتم : شرمنده ام 

- گفت : حالا چرا تنها نشستی ؟

- گفتم : اخه تنهام 

- گفت : پس من چی ؟

- من که گفتم فقط کافیه صدام بزنی تا بیام پیشت 

من که گفتم داری منو بخاطر کسایی تنها می ذاری که تنهات می ذارن .

من که گفتم هر موقع تنها شدی غصه نخور ، فقط کافیه صدام بزنی .

من همیشه دوستت دارم ، حتی اگه منو تنها بذاری .

تو با اونا خوش بودی ، منو فراموش کردی ، اما من فراموشت نکردم ، مواظبت بودم ، اخه رفیقتم ، دوستت دارم .

دیگه طاقت نیاوردم ، بغض کردم و زار زدم ، گفتم اشتباه کردم ، شرمنده ام ، دوستت دارم .

گفتم دستامو رها نکن که تو خودم گم بشم .

گفتم ک تو بهترین رفیقمی .

گفتم تو تنها کسی هستی که تو بن بست و مشکلات دستمو می گیره .

(( یک کلام ، خدایا تو بهترینی )) .

 

خوب خوب

تموم شد .....

نظر یادتون نره 





نوع مطلب : دل نوشته ها، داستان، 
برچسب ها :
دنبالک ها :


پنجشنبه 26 دی 1392 :: نویسنده : مبینا عبدی
نظرات ()
یکشنبه 13 بهمن 1392 08:04 ب.ظ
این جملت خیلی با معنیه
با کسی زندگی کن که مجبور نباشی یک عمر واسه راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی. خوب بهش فکر کن
مبینا عبدی
سلام
ممنونم ، چشم
یکشنبه 29 دی 1392 08:06 ب.ظ
سلام مبینا خانوم ...


من یه مطلب گذاشتم دوست داشتی سر بزن
مبینا عبدی
سلام
چشم.
یکشنبه 29 دی 1392 05:40 ب.ظ
کاش می شد ... تمام داستان های دنیا را از دهان تو بشنوم ! تمام عاشقانه های دنیا را تو برایم تکرار کنی ! اصلا هر چه تو بگویی زیباست ! می دانی کاش می توانستم با تمام وجود صدایت را در آغوش بگیرم...

..............................................

سلام اینم سر زدن ...

امری باشه در خدمتم مبینا خانوم ...
مبینا عبدی

سلام
ممنونم
شنبه 28 دی 1392 06:17 ب.ظ
دوست داری وبت
شنبه 28 دی 1392 06:17 ب.ظ
دوست داری وبت
شنبه 28 دی 1392 06:15 ب.ظ
مبینا چرا کامنت هام رو ثبت نمیکنی؟؟؟؟
واقعا که
شنبه 28 دی 1392 06:01 ب.ظ
با افتخاااااااااار لینکی
مبینا عبدی
ممنون عزیز دلمممم
جمعه 27 دی 1392 03:52 ب.ظ
سلام
شما هم مثل خواهر من
راضیم به رضای خدا
جمعه 27 دی 1392 03:49 ب.ظ
ممنون لطف دارین
پنجشنبه 26 دی 1392 05:28 ب.ظ
خـــوبـــه مـــوفـــق باشیـــد..

Spasiba Madam ( Mobina )For CM
مبینا عبدی
ممنون
پنجشنبه 26 دی 1392 05:25 ب.ظ
چــه ســرعتی همیـــشه هســـتی؟..؟..؟..؟
مبینا عبدی
بله بله
پنجشنبه 26 دی 1392 05:21 ب.ظ
سلام مبینا خانوم ببخشید اگر دیر شد ...

شرمنده من به نت دسترسی نداشتم...

مطلب عالی بود ولی بیشتر جمله ها رو دوست داشتم تا داستانتون در کل عالی بود...
مبینا عبدی
سلام
اشکالی نداره
سلامت باشید
پنجشنبه 26 دی 1392 04:33 ب.ظ
میسی گلم که به اون یکی وبم سرزدی فدات
مبینا عبدی
خواهش میکنم
پنجشنبه 26 دی 1392 01:34 ب.ظ
اجی وب خوبی داری گلم خوشحال شدم از اشنایت گلم


بازم منتظرتم با کامت هایی گرمت گلم
مبینا عبدی
ممنونم عزیزم
حتما بازم به وبت میام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر