تبلیغات
دل نوشته های یک نوجوان - خاطرات یک سفر
 
درباره وبلاگ
صفحه نخست


سلام
از این که مهمون خونه ی من شدین خیلی خیلی ممنونم... خوش اومدین...
راستشو بخواین این جا رو واسه دل خودم ساختم. هم می خوام داستان ها و حکایت های جالب و زیبا رو یک جا جمع کنم و هم این که خاطرات و دل نوشته های خودمو توی این دنیای مجازی ثبت کنم.

مدیر وبلاگ : مبینا عبدی
نویسنده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


کد کج شدن تصاویر

------------------------------------------------------------------------------------------------------------ قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ
-------------------------------

------------------------------------------- ----------------------------- -----------------

 ---------------------------------------

كد ماوس



تغییر شکل موس


Up Page
--------------













. -------------------------------------------------------------------------------------------------
دل نوشته های یک نوجوان
داستان ، حکایت ، خاطره ، دل نوشته




                                                    خاطرات یک سفر

یک هفته پیش:

صبح ساعت 8/30 مادرم مرا از خواب ناز بیدار کرد وگفت که میخواهیم بریم گیلان.

البته تصمیم یهویی بود

از طبقه ی بالای تختم به پایین آمدم و حاظر شدم ، به بیرونه اتاقم آمدم و کمک پدرم وسایل هارا از خانه بر داشته و به حیاط داخل ماشین گذاشتم .

ساعت 9/30 با یه بسم الله حرکت کردیم . ما چون میخواستیم به آفتاب نخوریم یه ذره عجله کردیم.

ما چون یه خورده کارمان عجله ای بود صبحانه ی عجله ای را در ماشین میل کردیم .

( تازه خیلی هم چسبید )

بعده صبحانه من خود به خود خوابم برد .

ساعت 2 پدرم مرا بیدار کرد و گفت : مبینا پاشو میخواهیم ناهار بخوریم .

یه جایی نزدیکای رشت وایسادیم واز ماشین پیاده شدیم .

جای بسیار سرسبز و زیبا و پر از درختان باطراوتی بود و تمشک ها همچون بلور می درخشیدند .

 خلاصه وسایلامونو ولو کردیم .

ویه چلو کباب بادست پخت پدر ومادرم (هردو) میل کردیم .

پدرم خیلی خسته بوووووووود به همین دلیل کمی دراز کشید .

من و برادرم از این فرصت استفاده کردیم و کلی بازی کردیم در ضمن ما در کنارمان رود خانه ی سفید روده - منجیل قرار داشت

به همین دلیل آب بازی هم کردیم .


آن طرف رود خانه هم خانه های روستاییی قرار داشت به همین دلیل  روستایی ها از روی رود خانه رد میشدند تا به خانه ی خودشان بروند .

پدرم بیدار شد و راه افتادیم .3-2 ساعت توراه انزلی بودیم .

باران شدیدی می آمد 

کنار یک رستو ران در آنجا وایسادیم . پدرم به جناب آقای فتاحی (دوستش)تماس گرفت .

چون خانه ی آقای فتاحی در انزلی قرار داشت . و می خواستیم آدرس یک خانه ی معلم را از او بگیریم . (پدر بنده دبیر ریاضی هستن) .

دوست پدرم آمد و بعد از کمی صحبت ، گفت:که شما پشت ماشین من حرکت کنین تا من به شما یک خانه ی معلم معرفی کنم .

در راه بودیم که ناگهان ماشینش را یک گوشه نگه داشت وما هم کناره ماشینش رفتیم .

آقای فتاحی گفت که متاسفانه همه ی خانه های معلم پر است

پدرم تصمیم گرفته بود که ما را به یک ویلا همان طرفا ببرد .

ولی با اصرار زیاد اقای فتاحی به منزل ایشان رفتیم . ایشان 2 پسر داشت . یکی کوچک و دیگری بزرگ .

پدرم مشغول صحبته با ایشان بود . 2 تا پسرانش هم یک گوشه نشسته بودند .و خانم فتاحی مشغول صحبته با ما بود

بعده کمی صحبت متوجه شدم که همسر جناب آقای فتاحی (دبیر علوم) در مقطع راهنمایی هستن و خود ایشان دبیربازنشته تاریخ وجغرافی .

خلاصه از این بابت خیلی خوش حال بودم چون من علومم ضعیف بود .

که بتوانم با خانم فتاحی بسیار علوم کار کنم . با ایشان در مورده علومه امسال کمی صحبت کردیم .

وبعد شام را میل کردیم ،بعده کمی صحبته علمی تاریخی . من و خانوادم توی یکی از اتاق ها خوابیدیم .

صبح بعده صبحانه جناب اقای فتاحی یک بازاری در انزلی به ما معرفی کرد . ما تصمیم گرفتیم که به آنجا برویم تا یادگاری هایی از انزلی داشته باشیم .

بعد از خرید دوست پدرم به دنباله ما آمد ، گفت که میخوام جا های زیبا در انزلی را نشانتان دهم . ( یعنی به گردشی در انزلی برویم )

کمی چرخیدیم باران شدیدی می آمد . آقای فتاحی مارا کنار یک ساحل در انزلی آورد و یک و یک چتر از صندوق عقب ماشین در آورد و به ما داد .

کمی کناره ساحل ایستادیم ولی چون خیلی سرد بووود و باران می آمد سریع سواره ماشین شدیم . و به مزلشان رفتیم ، بعده ناهار به سمت رودسر حرکت کردیم .

شب را در یک ویلای با صفا گذراندیم . من از آن جا خیلی خوشم اومده بود . پر از درخت و گیاهان زیبا .....

تااااااااااااااااااااا فردا آنجا موندیم . خوش گذشت .

فرداش ساعت 4 راه افتادیم . خدا را شکر دیگه باران نمی آمد ، مامانم به بابام پیشنهاد داد که به ساحل برویم . پدرم هم قبول کرد .

نزدیکای کلاچای بودیم که :

پدرم به یکی از دوستانش ، جناب آقای قاسم زاده تماس گرفت و آدرسه یک ساحله تمیز را از ایشان پرسید و با خود دوستش هم قرار گذاشت تا هم دیگر رو ببینن .

جای دنجی رفتیم ، وسایلامون را در یک آلاچیق گذاشتیم . دوسته پدرم بعده 5 دقیقه آمد کمی نشستیم بعده چند دقیقه :

من و برادرم رفتیم که بازی کنیم یه پارکه تقریبا کوچیک آنجا بود ما به آنجا رفتیم و کلی بازی کردیم . بعد از پدرم اجازه گرفتم که با امیر حسین (داداشم) به ساحل برویم ، او هم اجازه داد .

آنجا یه دوست به اسم مرضیه پیدا کردم کمی باهم صحبت کردیم .

ناگهان متوجه شدم که عروس و دامادی به ساحل آمدند همه دورشان جمع بودند به غیره فامیل هاشون.

من هم به آنجا رفتم . جالبش این بود  که لباس عروس شنی شده بود

آنها رفتند من هم از مرضیه خدا حافظی کردم و به پیش مامان و بابام جناب قاسم زاده رفتم .

خوش بختانه آنجا ذکره خیرم بووووووووووود ، پدرم گفت که دوستش دبیر ادبیات و خواننده ی آواز به سبک اصیله ایرانی هستند .

خیلی خوش حال بودم چون در داستان نویسی کمکم کرد از ایشان ممنونم .

جناب آقای قاسم زاده ما را به خانه ی پدریشان دعوت کرد . ما هم قبول کردیم و به منزلشان رفتیم

من با خواهر دوس بابام (نگار جووووووووووووووون ) دوست شدم . او دختر خیلی مهربان و خوبی بود . او در مورد انتخاب رشته و خیلی مسائل دیگر کمکم کرد ازشون متشکرم .

خوش گذشت ..................

صبح بعد از صبحانه به طرفه خانه حرکت کردیم .

ممنونم که داستانمو خوندین ببخشید یه ذره طولانی بود ..............http://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/3.gif


نظر یادتون نره .









نوع مطلب : خاطـرات، 
برچسب ها :
دنبالک ها :


سه شنبه 26 شهریور 1392 :: نویسنده : مبینا عبدی
نظرات ()
جمعه 16 آذر 1397 01:58 ب.ظ

Really lots of beneficial tips.
acheter du cialis a geneve tadalafil 20 mg cialis 5 mg buy cialis coupon we like it safe cheap cialis we recommend cheapest cialis weblink price cialis cialis prezzo in linea basso cialis en mexico precio import cialis
چهارشنبه 14 آذر 1397 11:10 ب.ظ

You actually explained it terrifically!
buying cialis on internet tadalafil 10 mg cialis generico postepay generic cialis at the pharmacy cialis daily dose generic cialis kaufen bankberweisung cialis usa cost how to purchase cialis on line how to buy cialis online usa cialis pas cher paris
چهارشنبه 14 آذر 1397 07:48 ق.ظ

Seriously tons of awesome information.
cialis preise schweiz buy cialis uk no prescription buying brand cialis online buy generic cialis 5 mg cialis coupon printable where do you buy cialis price cialis wal mart pharmacy where cheapest cialis cost of cialis cvs cialis kaufen wo
دوشنبه 12 آذر 1397 09:30 ب.ظ

Amazing tips. Thank you!
cialis purchasing cialis 10 doctissimo cialis generic cialis generique 5 mg try it no rx cialis cialis 10 doctissimo cialis online cialis coupon precios cialis peru cialis en mexico precio
یکشنبه 11 آذر 1397 09:00 ب.ظ

You explained it really well.
generic cialis soft gels cialis in sconto i recommend cialis generico low cost cialis 20mg brand cialis generic cipla cialis online cialis super kamagra cialis pas cher paris buying brand cialis online cialis 100 mg 30 tablet
شنبه 10 آذر 1397 09:10 ب.ظ

You revealed it effectively!
pastillas cialis y alcoho cialis for sale south africa cialis canadian drugs cialis herbs cilas cialis from canada interactions for cialis cialis cuantos mg hay preis cialis 20mg schweiz cialis coupons
جمعه 9 آذر 1397 08:43 ب.ظ

This is nicely said! .
what is cialis cialis soft tabs for sale comprar cialis navarr overnight cialis tadalafil the best choice cialis woman cialis canada cialis super kamagra 200 cialis coupon cialis coupons printable female cialis no prescription
جمعه 9 آذر 1397 08:50 ق.ظ

You said it terrifically!
bulk cialis cialis daily purchasing cialis on the internet buy cialis online legal cialis 30 day sample cipla cialis online canadian discount cialis click here take cialis order a sample of cialis pastillas cialis y alcoho
پنجشنبه 8 آذر 1397 09:47 ب.ظ

Nicely put, Kudos.
tadalafil cialis taglich free generic cialis cilas walgreens price for cialis cialis vs viagra cialis 5mg billiger prix de cialis cialis baratos compran uk does cialis cause gout
پنجشنبه 8 آذر 1397 10:13 ق.ظ

Really many of superb knowledge.
cialis rckenschmerzen american pharmacy cialis price cialis per pill the best site cialis tablets where do you buy cialis buy cialis online cheapest we recommend cheapest cialis cialis alternative cialis without a doctor's prescription buy cialis online cheapest
چهارشنبه 7 آذر 1397 09:27 ب.ظ

You actually reported it very well.
cialis generico comprar cialis navarr calis cialis savings card how do cialis pills work only here cialis pills how much does a cialis cost cialis price thailand brand cialis nl cialis 20mg
چهارشنبه 7 آذر 1397 09:39 ق.ظ

Many thanks. Terrific stuff!
buy original cialis cialis canadian drugs cialis alternative cialis 5 mg cialis online cialis arginine interactio canadian discount cialis we use it cialis online store cialis alternative how much does a cialis cost
دوشنبه 9 مهر 1397 12:29 ب.ظ

Whoa loads of superb advice!
cialis bula cialis venta a domicilio cilas cialis pills price each chinese cialis 50 mg we recommend cialis best buy cialis tadalafil online cialis 20 mg effectiveness cialis online holland canada discount drugs cialis
یکشنبه 1 مهر 1397 11:17 ق.ظ

You have made your point very nicely..
buy viagra now canadian government approved pharmacies north west pharmacy canada canada online pharmacies medication drugs for sale usa rx from canada canadian online pharmacies legitimate canada drugs online canada medications cheap northwest pharmacies
چهارشنبه 28 شهریور 1397 07:51 ق.ظ

You reported that really well!
cialis side effects viagra vs cialis vs levitra cialis prezzo in linea basso look here cialis cheap canada cialis generique buy online cialis 5mg we use it 50 mg cialis dose sialis viagra or cialis sublingual cialis online
جمعه 16 مرداد 1394 07:30 ب.ظ
سلام قشنگ بود ولی آموزنده نه گلم انشاالله دفعه بعد قشنگ تر باشه
جمعه 18 اردیبهشت 1394 02:56 ب.ظ
سلام عزیزم
من دانشجوی رشته مشاوره هستم
22 سالمه
البته دختر هم هستم
می خوام از این خاطره زیبات در کلاس درس برای کنفرانسم استفاده کنم
بدون اینکه اسمتو ببرم
شما راضی هستی؟
موضوع کنفرانسم: جهان بینی نوجوانان هست!
البته اگر مایل باشی آدرس وبلاگتو بنویسم دوستان ببینن و بخونن
اگر هم دوست نداری من بدون اینکه اسمتو ببرم بخشی از خاطراتتو بخونم
مبینا عبدی
سلام خانوم
موفق باشید
چرا که نه باعث افتخارمم هست
سه شنبه 29 بهمن 1392 06:51 ب.ظ
رو لطفا با این دکمه کاری نداشته باشید ی کلیک کردم.....حرصم در اود...اعصابم شیر برنجی شد..ولی خیلی باحالی.راستش من خاطرتو نخوندم..الان میخونمش..راستی من از کنجکاوی زدم رو اون دکمه هه
اگه ی بار دیگه الکی سر ب سرم بزاری باهات قهر میکنم شوخی کردم........من لیلا 14 ساله از بوشهرم..تا حالا شمال هم نرفتم
چهارشنبه 27 شهریور 1392 12:50 ب.ظ
سلام دختر گیلان،خوب شهر ما رو وصف میکنی ها. حسابی بهت خوش گذشته آره؟ همیشه خوش باشی. متناتو چند بار بخون بعد بزار تو وبلاگت تا ایراداش رفع بشه. خیلی قشنگ بود گلم
مبینا عبدی
سلام
ممنونم
چهارشنبه 27 شهریور 1392 11:23 ق.ظ
داستان زیبایی بود برای من که شمال نرفته بودم یه ذهنیت خوب ایجاد کرد
بابت داستانتون ممنون و سپاس گذار
چهارشنبه 27 شهریور 1392 10:56 ق.ظ
داستان زیبایی بود برای من که شمال نرفته بودم یه ذهنیت خوب ایجاد کرد
بابت داستانتون ممنون و سپاس گذار
مبینا عبدی
سلام
خداروشکر
سه شنبه 26 شهریور 1392 10:19 ب.ظ
امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه
(غلط املایی زیاد داشتی)
اگر خواستی به وبلاگ من هم سر بزن و لینکش کن
http://the-vampire-diaries1.blogfa.com
متشکرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر